رفتن تنها خطر دارد
یکشنبه بیستم مرداد 1387 19:47

براي سميّه عليزاده
مرگ ميتواند
چشمانت را خاموش كند
نگاه تو را نه.
لبهايت را بخشكاند
لبخند تو را نه.
ميتواند دستانت را آرام كند
روح وحشي انگشتانت را نه.
چه نقشهاي عجيبي مينوشت
براي گنجشكها آشيانه ميكشيد
براي محمد، مادر
براي اسماعيل، وطن
براي ظاهره يك كليه كه مثل ساعت كار كند!
...
اما به من بگو
اين اشكها را به شانههاي كه بسپارم؟
كدام دست دلتنگيام را ميفشارد
كدام صدا مرا به خود ميخواند:
- " برگرد
رفتن تنها خطر دارد"
مرگ ميتواند چشمانت را خاموش كند
نگاه تو را نه.
آخرین مطالب


