تبليغاتX
بَرکَت
بَرکَت
ادبی، هنری
جاده پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 18:58
 

 

  یک شعر

 

از دور

از بسیار دور

به سوی تو می آیم

به ناگاه اگر بادی میان موهایت دوید

اگر نامت را شنیدی

و پشت سر کسی نبود

اگر سنگی به شیشه نشست

با لبخندت کلکین را باز کن

چرا که من باز آمده ام

تشنه تر

شوریده تر

از دور

از بسیار دور


  یک نامه

  دوست من / کارهای ناتمام بسیاری مانده است،

اينبار كه آمدم‌ با هم قدم خواهيم زد / سيگار خواهيم كشيد / و شراب خواهيم نوشيد. / اينبار كه آمدم از باد، كاغذپراني خواهيم ساخت، /  و به شهرهاي ممنوعه سفر خواهيم كرد. هيچ سربازي نمي‌تواند از باد كاغذپراني بسازد، /حتي وزير مهاجرت نمي‌تواند./ ما از مرز می گذريم و به ديدن نياكانانمان می رویم. / مولوي پير را بيابيم كه سراسيمه به قونيه مي‌رود،/ فردوسي  به توس مي‌گريزد.../ ولشان کن/ اصلا گور پدر همه شان/

من تنها عاشق پدرم هستم كه گورش را با دستهاي خودش كند / و با گلوله ای آرام شد./  عاشق دختري هستم كه در کودکی ام می رقصید / باید تمامي ميخانه‌ها را بگرديم،/ شايد هنوز زنده باشد. / شايد همين زن كه گدايي مي‌كند/ ‌همين زن كه خودش را مي‌فروشد؛ / او باشد / آه شايد  او نيز گورش را با دستهاي خودش كنده و با گلوله‌اي آرام شده است...

 من می توانم این تسبیح کهنه را همینطور بشمرم

اما دوست من،

کارهای ناتمام بسیاری مانده است / و من بسیار خوشحالم... 


یک نقد

  نقدی بر مجموعه " من گرگ خیالبافی هستم" توسط سید رضا محمدی ( ساکن لندن - انگلیس)در سایت بی بی سی.

( از آنجا که سایت بی بی سی در ایران فیلتر شده است، متن کامل این نقد را در اینجا می مانم):  

 شعر های الیاس، آمیزه ای از نوستالژی، اعتراض، بدبینی(گاهی تا حد هیچ انگاری)و عشق و بالاخره هراس است. با زبانی شسته و لحنی بریده بریده و روایت هایی مدرن، روایت هایی که مرتب از اول شخص به دوم شخص و از دوم شخص به سوم شخص و از سوم شخص به دانای کلی غمگین می رسند. دانای کلی که به خاطر دانستن تمامی جزییات وقایعی تلخ، محکوم به غمگین بودن است. به این خاطر هر وقتی شعر الیاس، وارد جزییات می شود، تلخ ترمی شود....

  نوستالژی در شعر او بیشترین سهم را دارد، نوستالژی برای وطنی خیالی که در ذهن شاعری دور از وطن ساخته می شود، که سالها در بی وطنی از وطن، خاطراتی از گفته های مردم، از سطور کتب کهنه و از هزارتوهای خیال خویش آفریده است....

  شاعر این اعتراض های تلخ را رو به همه فریاد می زند، خطاب به پدرکه «میمون مقدسی» است. به مادر که ترانه ندارد و به وطندارانش که خانه ندارند و دختران سرزمینش که همه چیزشان بوی آوارگی و وحشت می دهد. و به قاچاقبرانی که از مرز افغانستان تا اروپا تکه تکه تکه وطنش را می فروشند و گاهی حتی ماجرا عمق بیشتری می گیرد، عمقی در حد ماجرای جنگ جهانی دارایان و ناداران....

 

برای خواندن ادامه و متن کامل این نقد گزینه " ادامه مطلب" در پایین را کلیک کنید.  


 


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط الیاس | موضوع: | لینک ثابت |

آخرین مطالب

Manager: الیاس & Designer: GholamReza Sedaghati

EMBED src="http://sharemation.com/saomu/secret.swf" quality=high bgcolor=#00003e WIDTH="70" HEIGHT="40" NAME="4" ALIGN="" TYPE="application/x-shockwave-flash" PLUGINSPAGE="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer">